سازگاری‌های عصبی و عملکردی به تمرین پلایومتریک در مقابل ترکیب پلایومتریک و دو سرعت در فوتبالیست‌های نوجوان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فیزیولوژی ورزشی، دانشکدۀ علوم انسانی، گروه تربیت بدنی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

2 دانشیار دانشکدۀ علوم انسانی، گروه تربیت بدنی، گرایش فیزیولوژی ورزشی دانشگاه تربیت مدرس، تهران،ایران

3 دانشیار دانشکدۀ تربیت بدنی، گرایش فیزیولوژی ورزشی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

چکیده

هدف از پژوهش حاضر مقایسۀ سازگاری‌های عصبی و عملکردی به تمرین پلایومتریک در مقابل ترکیب پلایومتریک و دو سرعت بود. در این پژوهش 22 بازیکن نوجوان فوتبال با میانگین سن 82/0±28/14 سال، وزن 5/7±18/41 کیلوگرم، قد 36/9±5/154 سانتی‌متر و چربی بدن 68/2±43/7 درصد به‌صورت دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی به سه گروه تقسیم شدند، گروه اول شامل 8 نفر، تمرین پلایومتریک در کنار مهارت‌های فوتبال؛ گروه دوم شامل 7 نفر، تمرین ترکیب پلایومتریک و دو سرعت (ترکیبی) در کنار مهارت‌های فوتبال؛ و گروه سوم شامل 7 نفر فقط تمرین مهارت‌های فوتبال را به‌مدت شش هفته (16 جلسه تمرین) انجام دادند. قبل و بعد از تمرین عملکرد بازیکنان با آزمون‌های دو سرعت 5، 10 و 20  متر، چابکی (10 متر زیگزاگ)، پرش از حالت ایستاده (CMJ) و بوسکو 5 ثانیه ارزیابی شد. به‌منظور ارزیابی سازگاری‌های عصبی، قبل و بعد از دورۀ تمرین الکترومایوگرافی سطحی (SEMG) از عضلات پهن جانبی و داخلی در حالت ایستا و رفلکس هافمن از عضلۀ نعلی در حالت استراحت انجام گرفت. برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌ها از آزمون t زوجی و آنالیز واریانس یکسویه استفاده شد و سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد. هر دو گروه پلایومتریک و ترکیبی کاهش‌های معناداری در زمان دو سرعت 5 متر (97/5-، 87/3- درصد)، 10 متر (05/4-، 33/2- درصد)،20 متر (64/2-، 64/1- درصد)، چابکی (99/8-، 5/7- درصد) و افزایش‌های معناداری درCMJ (95/12، 3/7 درصد) و بوسکو 5 ثانیه (08/14، 44/13 درصد) نشان دادند. گروه کنترل تنها کاهش معناداری در زمان چابکی (4/5- درصد) نشان داد. SEMG عضلۀ پهن جانبی گروه پلایومتریک (54/36 درصد) و عضلۀ پهن داخلی گروه ترکیبی (06/15 درصد) افزایش معناداری نشان دادند. رفلکس هافمن در هیچ یک از گروه‌ها تغییر معناداری نشان نداد. به هر حال، میزان تغییرات گروه پلایومتریک و ترکیبی تفاوت معناداری با هم نداشتند (05/0 ≤P). بنابراین، با توجه به نتایج به‌نظر می‌رسد که سازوکار تأثیرات تمرین سرعت و پلایومتریک شبیه است و بدین دلیل تمرین پلایومتریک و ترکیب پلایومتریک و دو سرعت موجب سازگاری‌های عملکردی مشابهی می‌شوند، و این سازگاری‌های عملکردی در گروه‌های مورد بررسی احتمالاً منشأ عصبی دارد که ممکن است به فراخوانی واحدهای حرکتی بیشتر و شلیک عصبی سریع‌تر مربوط باشد، اما به‌نظر نمی‌رسد تغییرات رفلکس­ حرکتی در این سازگاری‌ها نقش داشته باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Neural and Performance Adaptations to Plyometric Training Versus Combined Plyometric and Sprint Training in Young Soccer Players

نویسندگان [English]

  • Aboozar Kavehee 1
  • Reza Ghara khanlou 2
  • Hamid Rajabi 3
چکیده [English]

The purpose of this study was the comparison of neural and performance adaptations to plyometric training versus combined training. 22 young soccer players (age 14.28±0.82 years, weight 41.18±7.5 kg, height 154.5±9.36, body fat 7.43±2.68%) were randomly assigned to plyometric group (plyometric and soccer skills training, PL) (n=8), combined group (combined plyometric and sprint and soccer skills training, COM) (n=7) and control (soccer skills training) group (n=7) that performed 6 weeks of training (16seasons). To assess neural adaptations surface EMG was done on vastus lateralis and vastus medialis muscles in the static mode, pre and post training program. Hoffmann reflex was also evaluated in soleus muscle at rest. At baseline and after training, performances of players were assessed with the tests: 5-meter sprint, 10-meter sprint, 20-meter sprint, agility test, countermovment jump [CMJ], and Bosco (5 seconds). paired t-test and one- way ANOVA was used to identify any significant differences and p ? 0.05 was accepted .Both plyometric and combined groups were associated with significant decreases in 5-meter sprint (-5.97, -3.87%), 10-meter sprint (-4.05, -2.33%), 20-meter sprint (-2.64, -1.64%), agility (-8.99, -7.5%) and significant increases in jump height for CMJ (12.95, 7.3%) and Bosco (14.08, 13.44%). Control group showed only a significant decrease in agility (-4.72%). PL and COM groups showed significant increase in SEMG of vastus lateralis and medialis muscles (36.54, 15.06%), respectively. In three groups H-reflex did not show significant variation. However, PL and COM groups with no significant difference in the post training (P? 0.05). Therefore, according to these results it seems that effects of plyometric and sprint training is similar and PL and COM training induced similar performance adaptations, which have possibly a neural origin and may be attributable to increased motor unit recruitment and/or faster firing rates, but motor reflex does not seem to play any role in these adaptations.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Explosive actions
  • Hoffmann reflex
  • plyometric
  • soccer
  • Surface Electromyography